منافع اقتصادی استاندارد سازی

  • شماره خبر: 9380
  • تاریخ: 29 شهریور 1398
  • تعداد بازدید: 188

نقش استانداردها در رشد و توسعه اقتصادی و سهم آن در تولید ناخالص داخلی کشورها

بر اساس مطالعات به عمل آمده توسط سازمان استاندارد آلمان در سال 2000 و به روز شده در سال 2011

خلاصه :

رابطۀ بین استاندارد و عملکرد اقتصاد ملی کشورها، به طور فزاینده ای، طی دهه های گذشته، مورد تحقیق قرار گرفته است. مطالعات انجام شده توسط موسسات استاندارد آلمان، انگلستان، کانادا، فرانسه و استرالیا به طور تجربی، رابطه با ثبات، قوی و مثبتی را بین استانداردها و رشد اقتصادی پایدار نشان می دهد که این موضوع با استفاده از گسترش استانداردها به عنوان دانش فنی در اقتصاد ملی صورت پذیرفته است. موسسه استاندارد آلمان (DIN) در سال 2011 تحقیقی را به دنبال بررسی و پیشبرد مطالعات ابتدایی مزایای اقتصادی استانداردکه در سال 2000 انجام شده بود انجام داد که در این تحقیق ارزش کار، سرمایه، اختراعات، مجوزها و استانداردها در تولید با اندازه گیری ارزش افزوده ناخالص (GVA) تخمین زده می شد. نتایج تحقیق نشان داد که استانداردها رابطه مهم و مثبتی با خروجی اقتصادی دارند، مطالعات آلمان در سال 2000 و 2011 با تحليل هاي بيشتر توسط سایر موسسات ملی با رویکرد و چارچوب زمانی مشابه پیگیری شد که منجر به نتايج قابل مقايسه گردید. به طور کلی، تمام مطالعات ملی نشان می دهند که استانداردها به دلیلی که موجب بهبود گسترش دانش فنی می شوند تأثیر مثبتی بر رشد اقتصادی دارند. در این تحقیق سهم استانداردها برروی نرخ رشد اقتصادی در کشور آلمان برابر با % 0.9، در فرانسه و استرالیا % 0.8، در انگلستان % 0.3 و در کانادا % 0.2 مشخص گردیده است.

استانداردها اسنادی هستند که بر اساس توافق کلی (اجماع) نظر ذینفعان تهیه و با تائید یک سازمان به رسمیت شناخته می شوند و برای استفاده مشترک و مکرر ارائه می گردند، و شامل قوانین، دستورالعمل ها (راهنمایی ها) یا ویژگی ها برای انجام فعالیت ها یا نتایج آنها می باشند. هدف استانداردها، دستیابی به درجه مطلوبی از نظم در یک زمینه خاص، می باشد. استانداردها باید بر اساس نتایج تلفیقی علوم، فناوری و تجربه باشند و هدف آنان ارتقای منافع مطلوب جامعه است. توسعه استانداردها و قوانین فنی توسط مؤسسات و سازمانهای دارای صلاحیت و انجام این کار با همکاری بخش دولتی و خصوصی انجام می شود، استانداردها عنصر ضروری زیرساخت های تکنولوژیکی و اقتصادی یک کشور هستند و به شدت بر توان رقابتی و استراتژی های شرکت ها تاثیر می گذارند. استانداردها یک راه ارتباطی هستند یک نوع زبان مشترک که به صورت مشخصات فنی بیان می شوند، اغلب از آنها به عنوان قابلیتی برای برقراری ارتباط بین سایر زبان ها به منظور جلوگیری از سوء تفاهم استفاده می شود. استانداردها وجود دارند تا ما از آنها استفاده کنیم و از منافع آنها بهره مند شویم. علت وجودی آنها ارزشی است که برای ما به ارمغان می آورند استانداردها بر زندگی روزمره هر شهروندی تاثیر می گذارند استانداردها در حوزه های گسترده ای چون، ساخت و ساز، مواد غذایی، اسباب بازی ها، ساختمان ها، ماشین آلات، مراقبت های بهداشتی، محیط زیست، خدمات، و غیره) وجود دارند و بخش های متعددی از فعالیت ها را همچون: ایمنی، مدیریت، آزمایش، سازگاری و غیره را پوشش می دهند. به طوری که انواع مختلف استانداردها نیازهای مختلف را برآورده می کنند. درک مفاهیم استانداردها برای همه به لحاظ تاثیری که در طول زندگی روزمره و حرفه ای دارند ضروری است. آموزش استانداردها و استاندارد سازی، نقش کلیدی فزاینده ای در توسعه ملل جهان ایفا می کند. انسانهایی که با این موضوع آشنایی دارند، در موقعیت قوی تری در مواجه با طیف وسیعی از وضعیت هایی که ممکن است در زندگی روزمره و حرفه ای خود مواجه شوند، برخوردار می باشند. و زندگیِ آسوده تر، ایمن تر و قابل پیش بینی تری نسبت به سایرین خواهند داشت. تجربه های صورت پدیرفته در کشور ما که متاسفانه با هزینه های بسیار زیادی به دست آمده خود مویدی بر این گفته و اهمیت و نقش استاندارد ها در پیشگیری و کاهش اثرات و مخاطرات حوادث طبیعی و غیر طبیعی می باشد از سوی دیگر جهانی شدن به طور چشمگیری محیط کسب و کار بین المللی امروز را تغییر داده است. لذا بسیاری از اندیشمندان ترغیب شده اند تا ضمن مطالعه عمیق بر روی مولفه های رشد اقتصادی آنها را به چالش کشیده و تا حد ممکن به منظور بهبود، امکان اندازه گیری را برای آنان ایجاد کنند. در این میان سوالی که وجود دارد این است، استانداردها به چه میزان و چگونه می توانند در رشد و توسعه اقتصادی کشورها ایفای نقش کنند؟

در انتهای قرن 18، اقتصاددانان منابع رشد اقتصادی را بررسی کردند. آدام اسمیت، تقسیم کار و انباشت سرمایه را دلیل افزایش رفاه، ثروت ملت و رشد اقتصادی بیان کرد. و جوزف آلوئیس شومپتر، اقتصاددان اتریشی-آمریكایی، بر این عقیده بود كه نوآوری در محصولات و فرایندها، پیش شرط رشد اقتصادی است

«کالاهای مصرفی جدید، روش های جدید تولید و حمل و نقل، بازارهای جدید و اشکال جدید سازمان های صنعتی محرک اساسی ماشین سرمایه داری هستند که آن را راه اندازی و حفظ می کنند و کارآفرینی سرمایه داری را به وجود می آورند.»


 

 

 

بنای اصلی این ایده، در طول دهه 1950، توسط رابرت M. Solow آمریکایی که بعدا نیز برنده جایزه نوبل شد توسعه یافت و اولین مدل رسمی ریاضی رشد اقتصادی را ارائه گردید. Solow  توانست با استفاده از یک مدل ساده نشان دهد که سه عامل می تواند تعیین کننده رشد اقتصادی در آمریکا باشد: افزایش سرمایه (مثلا ماشین آلات و زیرساخت ها)، افزایش کار و پیشرفت فنی. بعدها اقتصاددانان دیگری در این زمینه پیش رفته و نظریه رشد سولو را اصلاح کردند. در حالیکه، پیشرفت فنی در سالهای اولیه به عنوان یک واقعیت پذیرفته شد، توصیف علت و تعیین مقدار آن از لحاظ تئوری نیز آسانتر شد. علت آن، ایده اصلی این مدل های جدید بود که بیان می کند دولت و شرکت ها در تحقیق و توسعه سرمایه گذاری می کنند بنابراین به طور مداوم رشد اقتصادی را از طریق محصولات و روش های جدید تحریک می کنند. اما استاندارد و استانداردسازی چه نقشی را در آن ایفا می کنند؟ برای اطمینان از رشد اقتصادی مداوم، کافی نیست که فقط با ایجاد تحقیق و توسعه، دانش جدیدی ایجاد کنیم. بلکه این دانش باید به طور گسترده ای منتشر شود تا امکان استفاده از آن توسط شرکت های بسیاری ممکن شود. از آنجائیکه استاندارد ها بر اساس اجماع نظر و با مشارکت متخصصین، شرکت ها و همه ذینفعان، توسعه می یابند، لذا برای گسترش دانش فنی مناسب هستند. متخصصین استاندارد، استانداردهای فنی فعلی را به صورت اسناد تدوین می کنند، بنابراین ترویج و انتشار گسترده آن در بازار تسهیل می شود. بر خلاف اطلاعاتی که در حقوق ثبت اختراعات وجود دارد که به حقوق مالکیت معنوی مربوط می شوند، اطلاعاتی که در استانداردهای تدوین شده وجود دارد برای همه افراد قابل دسترسی هستند و بنابراین انتشار آن بدین لحاظ محدود نمی شود. نقش استانداردها در انتشار و گسترش دانش فنی و همچنین سهم آنها در رشد پیوسته اقتصادی در مطالعات گذشته مورد بررسی قرار گرفته است. برای دوره زمانی بین سال های 1961 و 1996، محاسبات نشان می دهد که اطلاعات مندرج در استانداردها و قوانین فنی % 1 از تولید ناخالص ملی آلمان را شامل می شود (1998: 15.8 میلیارد یورو) (DIN 2000). هدف از تجزیه و تحلیل حاضر این است که بر اساس داده های فعلی مزایای اقتصادی استاندارد سازی را دوباره محاسبه کنیم. این محاسبه جدید ضروری است زیرا استاندارد سازی در آلمان از بسیاری جهات تغییر کرده است. امروزه حدود 80 درصد از تمام استانداردهای منتشر شده در آلمان دارای مبانی اروپایی یا بین المللی هستند. علاوه بر این، تعدادی از مطالعات بعد از آخرین مطالعه در سال 2000 در کشورهای دیگر منتشر شده است و لازم است همه نتایج آنها قابل مقایسه باشد. مطالعه حاضر همچنین از دانش جدید با توجه به ساختار داده استفاده می کند. با توجه به مطالب مذکور نقش و تاثیر کالاها و استانداردهای دانش بنیان در توسعه و رشد و شکوفایی اقتصاد ملی بیش از پیش مشخص می شود.

برای حفظ رقابت، نوآوری به تنهایی کافی نیست انتشار موثر نوآوری از طریق استانداردها پیش شرط رشد اقتصادی است.

 
مطالعات آلمان در سال 2000 با تحليل هاي بيشتري پیگیری شد که نه تنها از رويکردهاي متدولوژيک و چارچوبهای زمانی مشابه استفاده کرد، بلکه منجر به نتايج قابل مقايسه نيز شد. به طور کلی، تمام مطالعات ملی نشان می دهد که استانداردها به دلیلی که موجب بهبود گسترش دانش می شوند تأثیر مثبتی بر رشد اقتصادی دارند. بر اساس این مطالعات سهم استانداردها (ستون آخر در سمت راست جدول زیر) برروی نرخ رشد اقتصادی درکشور آلمان برابر با % 0.9، در فرانسه و استرالیا % 0.8، در انگلستان % 0.3 و در کانادا % 0.2 مشخص شد.

Table 2. 1: National studies of the effects of standards on economic growth

Contribution of standards

Growth rate
of GDP

Time frame

Publisher

Country

0.9%

3.3%

1960–1996

DIN (2000)

Germany

0.8%

3.4%

1950–2007

AFNOR (2009)

France

0.3%

2.5%

1948–2002

DTI (2005)

United Kingdom

0.2%

2.7%

1981–2004

Standards Council of Canada (2007)

Canada

0.8%

3.6%

1962–2003

Standards Australia (2006)

Australia

جدول مطالعات ملی اثرات استانداردها بر روی رشد اقتصادی کشورها

 

خلاصه و نتیجه گیری:

رشد اقتصادی به توسعه عوامل ورودی متفاوتی بستگی دارد. در اقتصاد کلاسیک این عوامل، سرمایه و کار هستند. با این حال، در اقتصادهای کاملا مبتنی بر دانش، این عوامل به ظاهر برای پیش بینی رشد و توسعه اقتصادی کافی نیستند. زیرا دانش موجود در یک اقتصاد، تأثیر زیادی بر بهره وری عوامل تولید و در نتیجه رشد دارد و دانش هم به طور قابل ملاحظه ای از پیشرفت فنی تأثیر می پذیرد، که تعیین مقدار کمی آن، بسیار دشوار است. با این حال، تعدادی شاخص مفید و اثبات شده وجود دارد که در تعیین تقریبی سطح فعلی دانش مفید هستند. مثل تعداد اختراع معتبر و مجوزهای معتبر که به صاحبان مالکیت معنوی خارجی پرداخت می شود، همانطور که در مورد نرم افزار صورت می گیرد. این شاخص ها نشان دهنده بخشی از پیشرفت فنی است که نتیجه سرمایه گذاری های موفقیت آمیز در تحقیق و توسعه می باشد. با این حال، پیشرفت فنی، تنها زمانیکه به طور گسترده در سراسر اقتصاد گسترش می یابد تاثیر عمده دارد. به طور مشخص به این معنی است هنگامیکه یک شرکت با بهره گیری از دانش فنی، محصولی جدید یا یک روش تولید بهبود یافته را توسعه می دهد سپس سایر شرکت ها، این محصول یا روش تولید را اجرا می کنند و در مواردی، حتی بیشتر موجب توسعه آن می شوند. این امر منجر به اثر متقابل مثبت بر روی عوامل و در نهایت افزایش بهره وری می شود، و از این طریق گسترش دانش جدید و در نتیجه بهبود کیفیت در عوامل کار و سرمایه صورت می گیرد. تعیین مقیاس جامع و نسبتا دقیق انتشار محصولات و فرآیندهای نوآورانه دراقتصاد، چالشی بزرگ است. با این وجود، استانداردها بر خلاف اختراعات برای همه در دسترس هستند و دانش فنی مدون شده ای هستند که منجر به اثرات ترویجی مثبت خواهند شد که قبلا مورد بحث قرار گرفته است. این بدان معنی است که با افزایش گسترش و ترویج آنها، به رشد اقتصادی نیرکمک می شود. در نتیجه با یکپارچه سازی همه شاخص های عوامل تولید در یک مدل سنجش اقتصادی می توان رشد اقتصادی را براساس آن تعیین کرد و امکان تعیین سهم برای هر عامل به تنهایی وجود خواهد داشت، لذا با پیروی از آن سود دقیقی از مجموعه استانداردها می تواند محاسبه شود. چنین تحقیقاتی برای اولین بار در سال 1999 برای آلمان و بعدا برای سایر اقتصادها انجام شد. تحقیق حاضر، تحقیقات قبلی را با استفاده از داده های فعلی که در دسترس بود تکرار کرد. نتیجه، سود اقتصادی 16.77 میلیارد یورو در سال را تعیین نمود، که تقریبا با ارزش به دست آمده در ده سال پیش مطالعه مشابه مطابقت دارد و میزان % 0.72 از تولید ناخالص داخلی آلمان GDP))* را نشان داد، که کمی کمتر از آن چیزی است که در ابتدای مطالعه در سال 2000 به دست آمده است. در عین حال، نشان داده شد که پس از اتحاد آلمان، استانداردها تأثیرات مثبت و با ثباتی در رشد اقتصادی آلمان (در حدود % 0.7 تا % 0.8 از تولید ناخالص داخلی) داشته اند. اثرات اقتصادی مثبت استانداردها به مراتب فراتر از مزایای محاسبه شده است. زیرا علاوه بر رشد اقتصادی که از طریق عملکرد استانداردها به عنوان گسترش دهنده دانش فنی ایجاد می گردد، منافع اقتصادی بیشتری نیز از طریق سایر وظایف استاندارد سازی (یکنواختی محصول، کاهش ضایعات، بهبود مصرف انرژی و ...) به دست می آید. به عنوان مثال، بسیاری از استانداردها الزامات لازم برای ایمنی محل کار را تعیین می کنند، که تعداد حوادث شغلی را کاهش می دهند و در نتیجه منجر به کاهش غیبت در محل کار می شوند. استانداردهای زیست محیطی به حفاظت از محیط زیست کمک می کند که کیفیت زندگی و رفاه عمومی در سراسر اقتصاد را بهبـود می بخشـد. علاوه بر این، استـانداردهای ایمنی و امنیت بیشتـری را در بسیـاری از حوزه ها تأمین و به کاهش هزینه اقدامات ایمنی امنیتی و بیمه کمک می کنند. به این ترتیب، باعث کاهش بار بر روی دولت می شوند، لذا مشروعیت حمایت از استاندارد سازی ازطریق تأمین بودجه عمومی و توجیه تقویت جایگاه استاندارد سازی به عنوان یک ابزار مفید در بسیاری از حوزه های سیاست گذاری منطقی می شود.

 GDP) Gross Domestic Product) -

 

سازمان‌های بین‌الملل